سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.




























خاطرات من

 

 

 

 

 

 

  

 تعریف خانواده چیست؟

اصل اول حاکم بر خانواده اصل تعریف خانواده است: خانواده مجموعه ای از افراد است که وظیفه دارد تحت سرپرستی پدر خانواده در مسیر رضایت ولی خدا خود را شکل و ارتقاء داده و در تعامل با محیط اطراف نیز نه تنها از خود پاسداری نموده بلکه براساس باورهای خود در رشد و شکوفایی جامعه نیز تاثیرگذار باشد.

 

خانواده مهدوی چه ارکانی دارد ؟

خانواده مهدوی، خانواده ای است که با درک حضور ولی خدا در متن زندگی سعی دارد رفتار خویش را با رضایت ولی خدا انطباق داده و خود را در مسیر اهداف آن سالار مکتب عشق و آن یار غائب از نظر به شکوفایی برساند تا نه تنها در مقابل اهریمنان انس و جن مقاوم باشد بکه آن ها را نیز در مسیر حق راهبری نماید.

 

قبول عبودیت پروردگار

قبول عبودیت پروردگار باید روح حاکم بر زندگی اعضای خانواده خانواده باشد. عبودیت خدا اعضاء را در یک مسیر روشن راهبری می کند و به هویت می رساند.

خانواده مهدوی، خانواده ای است که با درک حضور ولی خدا در متن زندگی سعی دارد رفتار خویش را با رضایت ولی خدا انطباق داده و خود را در مسیر اهداف آن سالار مکتب عشق و آن یار غائب از نظر به شکوفایی برساند تا نه تنها در مقابل اهریمنان انس و جن مقاوم باشد بکه آن ها را نیز در مسیر حق راهبری نماید

باید اعضاء خانواده با امام زمان علیه السلام آشنا شوند و این آشنایی نه در حد اطلاعاتی از شناسنامه و اسم و رسم آن عزیز ـ که این خوب است ـ اما کافی نیست که باید باور کنند او :

اولاً زنده است

 ثانیاً «حاضر» است و «غیبت» او نه به منزله «عدم حضور» که به معنای «عدم ظهور» است. او ظاهر نیست اما حاضر است.

آن ها باید بدانند هر هفته امام زمان علیه السلام از احوالات انسان با خبر می شود و نه تنها در طول هفته، که هر روز و نه هر روز، که هر ساعت و نه هر ساعت، که هر لحظه، زیرا امام علیه السلام هر وقت بخواهد و اراده کند می داند آنچه را که باید بداند، پس با این آگاهی و با آن درک عبودیت حضرت حق اعضای خانواده به آگاهی مطلوب و آزادی نسبی از غیر خدا دست می یابند و نه تنها از بحران های اجتماعی خلاصی می یابند و به مقام صبر و ایستادگی می رسند. که به بالندگی و نشاط و اطمینان و آرامش و تلاش در جهت اشاعه ارزش های الهی دست می یازند.

 اصل ارتقاء سطح سلامت جسمی و روشی خانواده مبتنی بر فرهنگ مهدویت

وقتی می گوییم فرهنگ مهدویت یعنی اسلام یعنی قرآن و عترت علیه السلام. یعنی تمامیت دین خدا ،فرهنگ اسلامی یعنی فرهنگی که باید با رضایت ولی خدا همراه باشد.

سلامتی جسمی نیز باید در جهت رضایت او باشد یعنی اینکه از طریق حق به حقیقت و حق برسیم. یعنی هم در مسیر اطاعت از امام علیه السلام گام برداریم و هم در نیل به مقصد در مسیر او باشیم و رضایت او را طلب نماییم در تغذیه به خویش دقت کنیم روزی حلال را بخوریم و بیاشامیم و همچنین در مصرف میانه رو باشیم و در انفاق و بخشش متناسب با ظرفیتی که داریم اقدام نماییم. طوری انفاق نکنیم که طاقت آن را نداشته باشیم.

بدیهی است اگر خوراکی متناسب با حلال و حرام تعریف شود و حتی از شبهات بپرهیزیم می توانیم گام های اساسی را برداریم و از نظر روحی و روانی نیز به آرامش و سکینه و اطمینان قلبی برسیم که این همه را وقتی به ما می دهند که ما از کانال انتقال غذا به روح که جسم است؛ مراقبت نماییم و حق او را ادا کنیم.

مدام به یاد آوردن و ذکر نمودن امام عصر (علیه السلام) می تواند تأثیر عمیقی بر اعضای خانواده بگذارد

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در چهارشنبه 91/4/14ساعت 2:45 صبح توسط منتظر نظرات ( ) |

شب نیمه شعبان، شبی که خدا آن را برگزیده است

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

خداوند در میان همه آفریده‏هایش برگزیده‏هایى دارد. او از میان سرزمین‏ها برگزیده‏هایى دارد و از میان شب‏ها برگزیده‏هایى و از میان روزها برگزیدهایى دارد و از میان ماه‏ها برگزیده‏هایى دارد ...

و اما برگزیده‏ هاى خدا از میان سرزمین ‏ها، مکه و مدینه و بیت‏المقدس هستند؛ برگزیده‏ هاى او از میان شبها، شبهاى جمعه، شب نیمه شعبان، شب قدر، شب دو عید فطر و قربان هستند؛ برگزیده‏هاى او از میان روزها روزهاى جمعه و عیدها هستند؛ برگزیده‏ هاى او از میان ماه‏ ها رجب، شعبان و ماه رمضان هستند.[1]

عنایتهای الهی در شب و روز نیمه شعبان

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

«أربَعٌ لَیالیهِنَّ کأَیّامِهِنَّ و أیّامُهُنَّ کلَیالِیهِنَّ، یُبِرُّ اللّهُ فیهِنَّ القَسَمَ و یُعتِقُ فیهِنَّ النَّسَمَ و یُعطی فیهِنَّ الجَزیلَ:»

چهار شب است که شب‏هایش همانند روزهایش و روزهایش همانند شب‏هایش است؛ [یعنى‏] خداوند در آنها، خواسته‏ها را برمى‏آورد، افراد را آزاد مى‏کند، و پاداش فراوان مى‏دهد:

 «لَیلَةُ القَدرِ وصَباحُها، ولَیلَةُ عَرَفَةَ وصَباحُها، ولَیلَةُ النِّصفِ مِن شَعبانَ‏ وصَباحُها، ولَیلَةُ الجُمُعَةِ وصَباحُها»

شب قدر و روز آن، شب عرفه و روز آن، شب نیمه شعبان و روز آن، و شب جمعه و روز آن[2]

هر گاه شب نیمه شعبان رسید، آن شب را به عبادت بگذارنید و روزش را روزه بگیرید؛ زیرا خداوند متعال مى‏فرماید: «آیا آمرزش‏خواهى هست تا او را بیامرزم؟ آیا روزى ‏خواهى هست تا او را روزى دهم؟ آیا درخواست کننده‏اى هست تا به او عطا کنم؟ آیا چنین، آیا چنان؟»، تا آن گاه که سپیده بزند


نوشته شده در چهارشنبه 91/4/14ساعت 2:38 صبح توسط منتظر نظرات ( ) |

  

 

شعار ولادت امام زمان(عج )

 

تبریک عید

 

 

باز گیتى پاى تا سر، مطلع الانوار شد
مطلع الانوار، گیتى از جمال یار شد

نیمه ى شعبان رسید و مولد مهدى بود
آن شهى، کو خاک راهش گلشن ابرار شد

شام احبابش ز شادى، همچو روز روشن است
روز اعدایش ز غم، مانند شام تار شد

از همایون مولد سلطان لاهوتى مقام
عطرآگین، سرزمین سامره بسیار شد

خیز و شو آماده جانا، از پى تبریک عید
کز صفا اقطار گیتى، غیرت گلزار شد

این دو رنگى را بنه از سر، بیا یکرنگ باش
حبّذا ملکى، که از خواب گران بیدار شد

این چراغان هم بود از یمن یکرنگى به پا
کز صفا مانند گلشن، کوچه و بازار شد
هست مولود همایون ولى کردگار

آنکه تابان از جمالش، جلوه ى دادار شد
حجت یزدان، ولى عصر، نور ذوالمنن

آنکه ذاتش، در بناى معدلت، معمار شد
اى پناه ملک و ملت، پرده بردار از جمال
ملک و ملت موکبت را، طالب دیدار شد


نوشته شده در چهارشنبه 91/4/14ساعت 2:18 صبح توسط منتظر نظرات ( ) |

 

نمیدونم تاحالا برای  درسی تقلب کردین یا نه ولی وقتی تقلب نمیکنی و مراقب بهت شک یعنی چی؟ میکنه برگه رو ازت میگیره چه حسی داریگریه‌آور الانه من تو همون حال وهوام که میخوام اصلا!سر به تن هیچ دانشمند فیزیکی نباشه .

برای چند تا درس تا حالا گریه‌آورگریه کردین یا دپرس شدین ؟؟؟گریه‌آور تا الانه برای هیچ درسی اینقدر نالان و نا امید نشده بودم که بعدش 2 ساعت بشینم گریه کنم و تا حالا برای هیچ استادی نرفتم التماس ولی دیگه نتونستم ایمیل نزنم و از جریانی که برام اتفاق افتاده با استاد حرف نزنم شاید اینجوری یکم راحت بشم

امید وارم برای هیچکس این اتفاقی که برای من افتاده نیوفته که آش نخورده دهان سوخته بشه

 


نوشته شده در سه شنبه 91/4/6ساعت 5:11 عصر توسط منتظر نظرات ( ) |

حسن نامی وارد دهی شد و در مکانی که اهالی ده جمع شده بودند نشست و بنای گریه گذاشت.
سبب گریه‌اش را پرسیدند، گفت: من مردغریبی هستم و شغلی ندارم برای بدبختی خودم گریه می‌کنم، مردم ده او را به شغل کشاورزی گرفتند.
شب دیگر دیدند همان مرد باز گریه می‌کند، گفتند حسن آقا دیگر چه شده؟ حالا که شغل پیدا کردی،
گفت: شما همه منزل و ماءوا مسکن دارید و می‌توانید خوتان را از سرما و گرما حفظ کنید ولی من غریبم و خانه ندارم برای همین بدبختی گریه می‌کنم.
بار دیگر اهالی ده همت کردن و برایش خانه‌ای تهیه کردند و وی را در آنجا جا دادند. ولی شب باز دیدند دارد گریه می‌کند. وقتی علت را پرسیدند
گفت: هر کدام از شما‌ها همسری دارید ولی من تنها در میان اطاقم می‌خوابم.
مردم این مشکل او را نیز حل کردند و دختری از دختران ده را به ازدواج او در آوردند.
ولی باز شب هنگام حسن آقا داشت گریه می‌کرد. گفتند باز چی شده، گفت: همه شما سید هستید و من در میان شما اجنبی هستم.
به دستور کدخدا شال سبزی به کمر او بستند تا شاید از صدای گریه او راحت شوند ولی با کمال تعجب دیدند او شب باز گریه می‌کند، وقتی علت را پرسیدند
 
گفت: بر جد غریبم گریه می‌کنم و به شما هیچ ربطی ندارد!

نوشته شده در شنبه 91/2/23ساعت 11:32 عصر توسط منتظر نظرات ( ) |


Design By : Pichak